ذبيح الله صفا
131
تاريخ ادبيات در ايران ( فارسى )
در موقعى كه غازان اسلام را دين رسمى اعلان كرد هنوز بتپرستى در ميان مغول رواج بسيار داشت و بتكدههاى متعدد در ايران موجود بود و بخشيان يعنى علماى دينى بودايى بوفور درين سرزمين زندگى مىكردند . غازان خان بشدّت با بتپرستى بمخالفت پرداخت و بخشيان را مجبور ساخت كه يا قبول اسلام كنند و يا باوطان قديم خود بازگردند و يا عقيدهء خود را به هيچ روى اظهار ننمايند . رشيد الدين فضل اللّه درين باب شرح جالبى دارد كه نقل آن درينجا با اختصاراتى سودمند به نظر مىرسد : « چون پادشاه اسلام غازان در دائرهء مسلمانى درآمد ، فرمود تا تمامت اصنام را بشكستند و بتخانهها و آتشكده و ديگر معابد كه شرعا وجود آن در بلاد اسلام جايز نيست ، جمله را خراب گردانيدند و اكثر جماعت بخشيان بتپرست را مسلمان كردند و چون حق تعالى ايشان را توفيق نبخشيده بود ، ايمان درست نداشتند ، از راه ضرورت ظاهرا مسلمانى مىنمودند و از ناحيهء ايشان آثار كفر و ضلالت ظاهر بود . بعد از مدتى پادشاه اسلام نفاق ايشان را ادراك كرد و فرمود كه از شما هركس كه مىخواهد با بلاد هند و كشمير و تبت و ولايت اصلى خود رود و آنان كه اينجا باشند منافقى نكنند و آنچه در دل و ضمير ايشانست بر آن باشند و دين پاك اسلام را بنفاق خويش ملوّث نكنند . ليكن اگر بدانم كه آتشكدها يا بتخانها ساخته باشند ، ايشان را بىمحابا علف شمشير گردانم . بعضى برقرار نفاقى مىورزيدند و بعضى بانديشهء نامحمود خود مشغول شدند . فرمود كه پدر من بتپرست بود و بر آن درگذشت و جهت خود بتخانه و معبدى ساخته بر آن وقفى كرده بنام آن جماعت ؛ من آن بتخانه را خراب كردم ، شما آنجا رويد و مقيم شده صدقه مىخوريد » « 1 » . دربارهء اين بتخانه خاتونان و امرا هرچه اصرار ورزيدند تا تصاوير ارغون خان در بتخانههايى كه ويران شده بود محافظت شود ، غازان رضا نداد . نتيجهء سختگيرى غازان خان آن شد كه در دورهء او بخشيان بتپرست بودايى يا همه مسلمان شدند و يا اگر معدودى از آنان باقى مانده بودند قدرت نداشتند تا معتقد خود را اظهار نمايند چنان كه زردشتيان و باطنيان هم
--> ( 1 ) - جامع التواريخ ص 983 .